پادشاه غزل؛ چرا حافظ 90 درصد شعرهایش را دور ریخت؟

پادشاه غزل؛ چرا حافظ 90 درصد شعرهایش را دور ریخت؟

  • 20 مهر 1405 – 08:23
  • اخبار فرهنگی
  • اخبار ادبیات و نشر
پادشاه غزل؛ چرا حافظ 90 درصد شعرهایش را دور ریخت؟

خبرگزاری تسنیم به مناسبت روز بزرگداشت حافظ، راز ماندگاری او را در کلام رهبر شهید جست‌وجو کرده است.

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در هر خانه ایرانی، کنار هر جلد قرآن کریم، یک نسخه از دیوان او جای دارد. او که خود حافظ قرآن بود، همواره در نظر ایرانیان از چنان جایگاهی برخوردار بوده که هم‌نشین قرآن باشد.

شریک غم و شادی ایرانیان

جادوی کلام خواجه شیراز سده‌هاست که بر جان تشنگان نشسته و آنان را سیراب کرده است؛ چنان که حسن انوری در وصفش نوشت: "دیوان حافظ پرخواننده‌ترین دیوان شعر فارسی و خود او محبوب‌ترین شاعر در میان فارسی‌زبانان جهان؛ و در نظر بسیاری از شعر شناسان، بزرگترین غزل سرای زبان فارسی و ایرانی و یکی از اعجوبه‌های شعر در کل تاریخ بشری است.

شعرش را زبان غیب می‌دانند و در سوگ و بزم و خوشی و ناخوشی و در سرا و ضــرا بــدو پناه می‌برند. جویندگان راه حق و سالکان طریقت از دیوان او معرفت می‌جویند؛ همچنان که می‌ پرستان و رندان و قلندران نیز شعر او را چاشنی زندگی می‌کنند و مقتدا و آرمانگاه خود می‌دانند."

شعر , حافظ , کتاب , شهید امام خامنه ای (ره) ,

حافظی که می‌شناسیم

خواجه شمس‌الدین محمد حافظ شیرازى معروف‌ترین شاعر و عارف قرن هشتم و یکى از چهار شاعر بزرگ ایرانى است که نه تنها در میان فارسی‌زبانان که در جهان شناخته شده است. تاریخ دقیق تولد او مشخص نیست، برخی از پژوهشگران بر این باورند که او بین سال‌هاى 700 تا 726 ق دیده به جهان گشوده است. گفته می‌شود پدرش، بهاءالدین، بازرگانی بود که در عصر اتابکان فارس از اصفهان به شیراز مهاجرت کرد، اما چندی بعد دار فانی را وداع گفت. درگذشت پدر زندگی خانواده و به ویژه حافظ را با تنگناهای اقتصادی مواجه کرد.

از کودکی و جوانی حافظ، اطلاع دقیقی نداریم؛ بنا بر آنچه در «تذکره میخانه» آمده، در دوران کودکی در دکان خمیرگیری کار می‌کرده و در اوقات فراغت به مکتب‌خانه‌ای که نزدیک دکان بوده، می‌رفته و مقدمات علوم را در آنجا فرا می‌گرفته و از همان روزگار در شعر طبع می‌آزموده و به قرائت قرآن می‌پرداخته است.

شاعری که شریک غم و شادی ایرانیان است

هرچند از جزئیات زندگی خواجه شیراز اطلاعات چندانی در دست نیست، اما می‌توان بخشی از مهمترین رویدادهای زندگی او را در اشعارش یافت؛ مانند مرگ فرزند و همسر:

دلا، دیدی که آن فرزانه فرزند

چه دید اندر خم این طاق رنگین؟

و یا:

بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد

باد غیرت به صدش خار پریشان‌دل کرد

گذشته از فراز و فرود زندگی شخصی، شعر حافظ آینه تمام‌نمای اوضاع سیاسی و اجتماعی زمانه است. طبقات مختلف اجتماعی، از واعظ و فقیه و محتسب گرفته تا رند و شیخ و زاهد و … در شعر او حضور دارد.

پرتیراژترین کتاب شعر فارسی

شهرت حافظ از زمان او آغاز شد و تا امروز هم ادامه دارد. این استقبال به‌گونه‌ای بوده که گفته می‌شود دیوان حافظ چند قرن پیش از رواج صنعت چاپ، که کتاب‌ها با دست‌نویسی تکثیر می‌شدند، بیش از هر دیوان دیگر استنساخ شده است. در دوره رواج چاپ نیز، به ویژه در سال‌های اخیر، افزونی شمارگان چاپ دیوان حافظ بیانگر علاقه‌مندی و استقبال مردم از این اثر جاودانه شعر فارسی است.

حافظ چگونه پادشاه غزل فارسی شد؟

نه تنها مردم عادی که شعر او در نظر خواص نیز از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. چه بسیار شاعرانی که به سودای حافظ شدن، به تتبع او پرداختند اما در خوشبینانه‌ترین حالت یک مقلد موفق معرفی شدند. چه رازی در کلام خواجه شیراز است که او را در نظر خواص و عوام، پادشاه غزل فارسی کرده است؟ از عاشق و عارف گرفته تا صوفی و زاهد، هر کسی از ظن خود یار او می‌شود و سیمای خویش را در آینه کلام او می‌بیند.

کارشناسان دلایل مختلفی را برای این امر ذکر می‌کنند. رهبر شهید انقلاب این اقبال و ماندگاری را نتیجه انعکاس "تجربیات معنوی" خواجه می‌داند که در شعر او بازتاب یافته است:

حافظ که آن غزلیات را می‌گفت – «دوش دیدم که ملائک درِ میخانه زدند»، یا «دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود» – غزلیاتش واقعی بود؛ تخیلی نبود. بنده اکثر غزلیات حافظ را عرفانی می‌دانم؛ یعنی حقیقتاً او دوش دیده بود که ملائک درِ میخانه زدند. او مکاشفه و درکی داشت و حقیقتی را می‌دید که آن حقیقت با زبانهای معمولی اصلاً قابل گفتن نیست. در زبان معمولی، هر تعبیری را به‌کار ببرند، نمی‌تواند عظمت آن مفاهیم و حقایق را بیان کند، یا حتّی به آن اشاره‌یی بکند. اشعاری که امام می‌سرود، با توجه به همین مفاهیم و حقایق بود. امام خمینی، یک فقیهِ ورعِ مقدسِ آن‌طوری، می‌بینید که از خال لب و از کمان ابرو و امثال این واژه‌ها حرف می‌زد؛ اینها اشعار واقعی است؛ اما این چیزی که در زمان ما از شعر حافظ تقلید می‌شود، پنداری است؛ چون شاعر اصلاً درک و حس نکرده و دارد به تقلید از شعر او شعر می‌گوید – ببینید کار تصنعی و تقلیدی، چه‌قدر بد از آب درمی‌آید."

شعر , حافظ , کتاب , شهید امام خامنه ای (ره) ,

ایشان که خواجه شیراز را از قله‌های شعر فارسی و "درخشان‌ترین ستاره فرهنگ فارسی" یاد کرده‌‌اند، تاکید داشتند که راز ماندگاری حافظ، در نظر داشتن بُعد اندیشه در کنار سخن‌‌سرایی است:

"هنرمند باید خود را به حقیقتی متعهد بداند. آن حقیقت چیست؟ این‌که هنرمند در چه ‏سطحی از اندیشه قرار دارد تا بتواند همه و یا بخشی از آن حقیقت را ببیند و ‏بشناسد، بحث دیگری است. البته هرچه اندیشه و فکر و درک عقلانی بالاتر باشد، ‏می‌تواند به آن درک ظریف هنری کیفیت بیشتری بدهد. حافظ شیرازی صرفا یک ‏هنرمند نیست؛ بلکه معارف بلندی نیز در کلمات او وجود دارد. این معارف هم فقط با ‏هنرمند بودن به دست نمی‌آید؛ بلکه یک پشتوانه‌ فلسفی و فکری لازم دارد. باید ‏متکا یا نقطه‌ عزیمت و خاستگاهی از اندیشه‌ی والا، این درک هنری و سپس تبیین ‏هنری را پشتیبانی کند. البته همه در یک سطح نیستند؛ توقع هم نیست که چنین ‏باشند."

هرکس شعر بد خود را پاره کرد، برده است

ایشان راز ماندگاری غزل‌های حافظ را در "تصفیه شعر" می‌دانند و با توجه به این امر مهم، به شاعران و اهل ادب یادآوری می‌کنند که "تصفیه" در کنار "جوهره شاعری" است که حافظ را حافظ کرده است:

"نمی‌شود باور کرد کسی مانند حافظ شصت، هفتاد سال عمر کند، اقلا پنجاه سال ‏شعر بگوید و فقط به قدر همین دیوانی که از او بر جا مانده است، شعر گفته باشد. آیا ‏این قابل باور است؟! می‌شود قبول کرد که حافظ با آن طبع شعر والای خود، پنجاه ‏سال شعر بگوید و فقط توانسته باشد پانصد غزل ارائه دهد؟! قابل باور نیست! ‏

می‌خواهم این طور بگویم که حافظ اقلا ده برابر آنچه که از او باقی مانده، شعر گفته؛ ‏اما نه برابرش را دور ریخته است! چنین بوده که حافظ، حافظ شده است؛ کمااین‌که ‏اگر برخی از شعرای مکثار گذشته هم بدین نحو به تصفیه‌ی شعر خود می‌پرداختند، ‏حداقل حافظ دوم یا شاعر بلند مرتبه‌ای می‌شدند.

به عنوان مثال، غزلهای خوب و ‏درجه‌ی یک صائب تبریزی، معلوم نیست خیلی به غزل حافظ باج بدهد؛ اما در ‏شعرهای بدش گم شده است! یا مثلا حزین لاهیجی، اگر از چند هزار غزل خود، ‏پانصد غزل ناب و درجه‌ی یک برمی‌گزید و ارائه می‌کرد، معلوم نبود شعرش با شعر ‏حافظ، آن قدری که الان تفاوت دارد، تفاوت می‌داشت. مقصود این است که هر کس ‏شعر بد خود را پاره کرد و دور ریخت و حتی در بایگانی ذهن، نگه نداشت، او برده ‏است!‏"

شعر , حافظ , کتاب , شهید امام خامنه ای (ره) ,

"البته اگر بگویم بکوشید تا مثل حافظ بسرایید، می‌ترسم نشود. مثل حافظ نه قبل و ‏نه بعد از او کسی نیامده است. حقیقتا هیچ کس نتوانسته مثل حافظ غزل بگوید. ‏حافظ مقوله‌ی دیگری است و بالاتر از همه است. ‏

تصور من این است که حافظ شعرش را صد بار پرداخت کرده است. به همین دلیل ‏غزل‌های او در حد اعلای یکدستی و صافی است. اصلا ممکن نیست که شعر به ‏محض صادر شدن از طبع، خود به خود صاف و بی‌غل و غش باشد. بالاخره مقداری ‏پرداخت لازم دارد. البته این را هم فراموش نکنید که اگر شعر «جوهر» نداشته باشد، ‏هرچه پرداختش کنید، چیزی درنمی‌آید"

حافظ به ما آموخت که برای ماندگار شدن، "گزیده‌گویی" بر "پر گویی" ارجح است. برای هر شاعری، شعرها حکم فرزندانش را دارد که در جانش پرورده و بر صفحه کتاب عرضه داشته است، با این حال، خواجه شیراز با اشعار ضعیف و حتی متوسط خود وداع کرد تا فقط بهترین‌ها باقی بماند. شاید درس بزرگ حافظ به شاعران امروز این باشد که راز حافظ شدن در تقلید از سبک اشعار او نیست، بلکه در شجاعت دور ریختن سطحی‌نگری‌ها و کنار گذاشتن کمیت‌هاست.

انتهای پیام/