«وای بر نمازگزاران!»؛ هشدار تکان‌دهنده قرآن به برخی از نمازگزاران

«وای بر نمازگزاران!»؛ هشدار تکان‌دهنده قرآن به برخی از نمازگزاران

  • 13 مهر 1405 – 08:11
  • اخبار فرهنگی
  • اخبار دین ، قرآن
«وای بر نمازگزاران!»؛ هشدار تکان‌دهنده قرآن به برخی از نمازگزاران

قرآن همراه هشدار درباره ترک نماز، از ضایع کردن نماز، غفلت از نماز و ترجیح دادن برخی کارها بر آن سخن گفته است.

فرهنگی

به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری تسنیم – مریم مرتضوی: نماز در قرآن صرفاً مجموعه‌ای از حرکات و اذکار روزانه نیست؛ «ذکر خدا»، «استعانت از پروردگار»، «خشوع»، «حفاظت از رابطه با خدا» و در نهایت «بازداشتن انسان از فحشا و منکر» از مهم‌ترین کارکردهایی است که قرآن برای آن ترسیم می‌کند.

از همین رو، هنگامی که سخن از «سبک شمردن نماز» به میان می‌آید، نباید این مفهوم را فقط به ترک کامل نماز محدود کرد. قرآن در کنار هشدار درباره ترک نماز، از ضایع کردن نماز، غفلت از نماز، کسالت در هنگام نماز، ترجیح دادن کارهای باطل و تجارت بر آن و تهی شدن نماز از یاد خدا نیز سخن گفته است.

به تعبیر دیگر، از نگاه قرآن ممکن است انسان نماز بخواند، اما در حقیقت نسبت به نماز «بی‌اعتنا» باشد؛ همان‌گونه که ممکن است ظاهر عبادت حفظ شود، اما حقیقت و اثر آن در زندگی از میان برود.

وقتی ترک نماز، در کنار عذاب جهنم قرار می‌گیرد

شاید صریح‌ترین تصویر قرآن درباره پیامد ترک نماز را باید در گفت‌وگوی دوزخیان در سوره مدثر جست‌وجو کرد. هنگامی که از آنان پرسیده می‌شود: «مَا سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ» (چه چیز شما را در دوزخ درآورد؟)

پاسخ می‌دهند: «قَالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ» (گفتند: ما از نمازگزاران نبودیم.)

نکته مهم این است که «نماز نخواندن» در این آیات در کنار مجموعه‌ای از عوامل سقوط انسان قرار گرفته است. یعنی قرآن ترک نماز را مسئله‌ای حاشیه‌ای و کم‌اهمیت معرفی نمی‌کند، بلکه آن را در شمار اعترافات دوزخیانی قرار می‌دهد که درباره علت گرفتار شدن خود سخن می‌گویند.

این تعبیر، اهمیت نماز را در منظومه تربیتی قرآن به‌خوبی نشان می‌دهد که نماز یک رفتار تشریفاتی نیست که حذف آن تأثیری در مسیر معنوی انسان نداشته باشد.

ابوالقاسمی: پایان حضور داوران بدون مهارت در مسابقات قرآن

خطر، فقط ترک نماز نیست؛ «ضایع کردن» نماز هم هست

یکی از مهم‌ترین تعابیر قرآن درباره این موضوع در سوره مریم آمده است: «فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا» (سپس کسانى جانشین اینان شدند که نماز را ضایع گذاشتند و پیرو شهوات گردیدند و به زودى به غى خواهند افتاد). قرآن از نسلی سخن می‌گوید که پس از صالحان آمدند، اما نماز را ضایع کردند و از شهوات پیروی نمودند.

ترکیب این دو تعبیر بسیار قابل تأمل است. «ضایع کردن نماز» در کنار «پیروی از شهوات» قرار گرفته است؛ گویی یکی از نشانه‌های فاصله گرفتن انسان از مسیر معنویت، آن است که خواسته‌های نفسانی به تدریج جایگاه نماز را در زندگی او تغییر می‌دهند.

در چنین شرایطی ممکن است نماز ابتدا حذف نشود، اما اهمیت آن کم‌کم کاهش پیدا کند؛ وقت نماز جابه‌جا شود، با عجله خوانده شود، حضور قلب از آن گرفته شود یا برنامه‌های دیگر همیشه بر آن مقدم شوند.

قرآن در ادامه راه بازگشت را هم مسدود نمی‌کند: «إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا» (مگر آن کس که توبه کرد و ایمان آورد و کارهاى شایسته کرد). یعنی هشدار قرآن، صرفاً برای هشدار نیست؛ حتی پس از این سقوط هم راه توبه، ایمان و عمل صالح باز است.

هشدار عجیب قرآن: وای بر نمازگزاران!

شاید تکان‌دهنده‌ترین تعبیر در این زمینه، آیات سوره ماعون باشد: «فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ؛ الَّذِینَ هُمْ عَنْ صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ» (پس وای بر آن نمازگزاران؛ که در نماز خود سهل‌انگارند).

در نگاه اول، ممکن است انتظار داشته باشیم هشدار درباره کسانی باشد که نماز نمی‌خوانند؛ اما قرآن تعبیر دیگری به کار می‌برد: «نمازگزاران». این نکته یک پیام مهم دارد: صرف انجام ظاهری نماز، به‌تنهایی تضمین‌کننده مطلوبیت آن نیست. ممکن است انسان نماز بخواند، اما نسبت به خود نماز بی‌تفاوت باشد؛ نماز برای او به عادتی بی‌روح تبدیل شود و از هدف اصلی آن فاصله بگیرد.

البته «ساهون» در این آیه را نباید ساده‌انگارانه به هرگونه حواس‌پرتی طبیعی در نماز تعمیم داد. سخن آیه درباره کسانی است که نسبت به نماز خود حالت بی‌اعتنایی و غفلت دارند؛ کسانی که نماز در منظومه زندگی‌شان جایگاه واقعی خود را از دست داده است. بنابراین پیام آیه را می‌توان چنین خلاصه کرد: نماز فقط انجام دادن یک عمل نیست؛ نحوه مواجهه انسان با نماز نیز اهمیت دارد.

تغییر نظام اولویت‌ها در زندگی

قرآن در سوره جمعه نیز تصویری از یک آسیب اجتماعی ارائه می‌دهد: «وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انْفَضُّوا إِلَیْهَا وَتَرَکُوکَ قَائِمًا» هنگامی که تجارت یا سرگرمی‌ای می‌بینند، به سوی آن پراکنده می‌شوند و پیامبر را در حال ایستادن رها می‌کنند.

سپس قرآن معیار را روشن می‌کند: «قُلْ مَا عِنْدَ اللَّهِ خَیْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجَارَةِ» (بگو: آنچه در نزد خداست از بازیچه و تجارت بهتر است). این آیه یک مسئله همیشگی انسان را آشکار می‌کند؛ اینکه چه چیزی در اولویت زندگی ما قرار دارد؟

اگر تجارت، سرگرمی، کار، تلفن همراه، شبکه‌های اجتماعی، تفریح یا هر مشغله دیگری همواره بر نماز مقدم شود، مسئله فقط کمبود وقت نیست؛ مسئله، تغییر «نظام اولویت‌ها» است.

نماز در منطق قرآن قرار است جایگاه خود را در میان مشغله‌های زندگی حفظ کند، نه اینکه هر زمان سرگرمی مهمتری پیدا شد، به حاشیه رانده شود.

«با کسالت» نماز خواندن؛ وقتی عبادت از درون تهی می‌شود

در سوره نساء، قرآن درباره منافقان می‌فرماید: «وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاةِ قَامُوا کُسَالَىٰ یُرَاءُونَ النَّاسَ وَلَا یَذْکُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِیلًا» (و چون به نماز برخیزند با اکراه و کاهلى برخیزند و براى خودنمایى نماز کنند و در نماز -جز اندکى- خداى را یاد نکنند.)

در این آیه سه نشانه در کنار یکدیگر قرار گرفته است: کسالت، ریا و کمیِ یاد خدا. این ترکیب نشان می‌دهد که از منظر قرآن، نماز می‌تواند از حقیقت خود فاصله بگیرد و صرفاً به یک نمایش ظاهری تبدیل شود.

البته هر خستگی یا بی‌حالی در نماز را نمی‌توان مصداق این آیه دانست. انسان ممکن است به‌طور طبیعی خسته باشد یا تمرکز او لحظه‌ای کاهش پیدا کند. هشدار آیه ناظر به یک حالت پایدار و عمیق‌تر است؛ زمانی که عبادت، نه از ارتباط با خدا، بلکه از عادت، نمایش یا اجبار اجتماعی سرچشمه می‌گیرد.

نماز؛ فقط حرکت بدن نیست

آیه 43 سوره نساء نیز نکته‌ای بنیادین درباره نماز بیان می‌کند: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنْتُمْ سُکَارَىٰ حَتَّىٰ تَعْلَمُوا مَا تَقُولُون» (اى کسانى که ایمان آورده‌اید، آنگاه که مست هستید گرد نماز مگردید تا بدانید که چه مى‌گویید)و

هرچند این آیه در زمینه خاص خود درباره مستی نازل شده است، اما یک اصل مهم درباره حقیقت نماز را نیز آشکار می‌کند: نماز با آگاهی و فهم ارتباط دارد. «حَتَّىٰ تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ»؛ تا بدانید چه می‌گویید.

نماز قرآنی قرار نیست فقط مجموعه‌ای از حرکات فیزیکی باشد. انسان باید بداند در برابر چه کسی ایستاده و چه می‌گوید. از این منظر، یکی از خطرات سبک شمردن نماز، تبدیل آن به عملی کاملاً مکانیکی است؛ عملی که بدن انجام می‌دهد، اما دل و ذهن در آن حضور ندارند.

نماز واقعی باید در زندگی اثر بگذارد

یکی از مهم‌ترین معیارهای قرآن برای سنجش حقیقت نماز، آیه 45 سوره عنکبوت است: «إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ» (نماز آدمى را از فحشا و منکر باز مى‌دارد).

این آیه یک سؤال جدی پیش روی انسان قرار می‌دهد: «اگر نماز قرار است انسان را از فحشا و منکر بازدارد، نماز من چه اثری بر رفتار من گذاشته است؟» این سخن به معنای آن نیست که هر گناهی نشانه بی‌نمازی یا بی‌ارزشی نماز فرد است؛ بلکه قرآن یک کارکرد تربیتی برای نماز ترسیم می‌کند. نماز باید در شخصیت انسان اثر بگذارد و میان عبادت و رفتار پیوند برقرار کند. بنابراین نماز مطلوب قرآن نه یک جزیره جدا از زندگی، بلکه نیرویی برای اصلاح سبک زندگی است.

چرا بعضی افراد نماز را «سنگین» می‌بینند؟

قرآن در سوره بقره می‌فرماید: «وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ ۚ وَإِنَّهَا لَکَبِیرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِینَ» (از صبر و نماز یاری بجویید؛ و این کار جز بر خاشعان گران است). در اینجا قرآن میان نماز و خشوع ارتباط برقرار می‌کند.

نماز ممکن است برای انسان بی‌حوصله و گرفتار خواسته‌های متعدد، سنگین به نظر برسد اما برای انسان خاشع، نماز مسیر ارتباط و استعانت است.

در آیه دیگری می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ» یعنی نماز یکی از ابزارهای اصلی مؤمن برای مواجهه با دشواری‌های زندگی است.

پس سبک شمردن نماز فقط به معنای از دست دادن یک فریضه نیست؛ بلکه به معنای کنار گذاشتن یکی از مهم‌ترین منابع معنوی انسان برای تحمل مشکلات و حفظ ارتباط با خداست.

نماز برای «یاد خدا» است

شاید بتوان یکی از عمیق‌ترین تعاریف قرآنی از فلسفه نماز را در سخن خداوند به حضرت موسی(ع) یافت: «إِنَّنِی أَنَا اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِی وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِکْرِی» (همانا من خدایم؛ معبودی جز من نیست؛ پس مرا عبادت کن و نماز را برای یاد من برپا دار).

عبارت «لِذِکْرِی» بسیار مهم است. نماز برای یاد خداست. اگر نماز از «یاد خدا» تهی شود، خطر آن وجود دارد که قالب باقی بماند و محتوا از میان برود. انسان ممکن است نماز را بخواند، اما نماز در ذهن و رفتار او امتداد پیدا نکند. در این نگاه نماز یک قرار روزانه برای بازگشت انسان از هیاهوی دنیا به سوی خداست.

قرآن نمی‌گوید فقط نماز بخوان؛ می‌گوید از نماز محافظت کن: «حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاةِ الْوُسْطَىٰ وَقُومُوا لِلَّهِ قَانِتِینَ» (بر نمازها و نماز میانه محافظت کنید و برای خدا خاشعانه بایستید). تعبیر «حَافِظُوا» قابل تأمل است؛ قرآن نمی‌گوید صرفاً نماز را انجام دهید، بلکه می‌گوید از نمازها محافظت کنید. محافظت از نماز یعنی نماز نباید در میان آشفتگی‌های زندگی گم شود. زمان، جایگاه، کیفیت و روح آن باید مورد توجه قرار گیرد.

این تعبیر را می‌توان نقطه مقابل «ضایع کردن نماز» دانست: در یک سو «أَضَاعُوا الصَّلَاةَ» قرار دارد و در سوی دیگر «حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ». یک انتخاب، ضایع کردن است و دیگری، مراقبت کردن.

انتهای پیام/