در میخــــــانه ببستند خـــدایا مپسند / کـــه در خانه تزویر و ریا بگشایند. حافظ انسان را از ریا ، تزویر و بازیگری پرهیز می دهد.
چه آنکه در ریا، قصد واقعی انسان با قصد ظاهری در تضاد قرار می گیرند و سبب تخلیه انسان از جوهر انسانیت می شود. واژه «ریا» در قرآن پنج مرتبه[1] تکرار شده است که سه مرتبه به صورت مصدر و دو بار به صورت فعلی و در هرپنج بار نیز به معنی اصطلاحی امروزین است.
در دیوان حافظ ؛ 22 بار واژه ریا و 6 بار واژه تزویر 2 بار تزویر وریا در کنار هم آمده است. وگاه نیز روی وریا را با هم آورده است. [2] البته در ابیات فراوانی نیز مفهوم ریا بی آنکه از واژه آن استفاده شود بیان شده است. در همه موارد نیز ریا تقبیح و زشتانگاری شده است.
در قرآن کریم ریا شرک خفی و موجب بطلان عمل و محرومیت از محبت الهی محسوب شده است. تزویر و ریا نه تنها به دارنده این ویژگیها آسیب میزند بلکه سبب به اشتباه افتادن دیگران در تنظیم روابط با شخص ریا کننده میشود. از میان سه دروغ لفظی، اعتقادی و فعلی، ریا ممکن است هم دروغ لفظی، هم دروغ اعتقادی و هم دروغ فعلی باشد.
امام علی (ع) در خطبه 32 نهجالبلاغه میفرماید: گروهی دیگر، با اعمال آخرت، دنیا را میطلبند، و با اعمال دنیا در پی کسب مقامهای معنوی آخرت نیستند، خود را کوچک و متواضع جلوه میدهند. گامها را ریاکارانه و کوتاه بر میدارند، دامن خود را جمع کرده، خود را همانند مؤمنان واقعی میآرایند، و پوشش الهی را وسیله نفاق و دورویی و دنیاطلبی خود قرار میدهند.[3] از همین رو حافظ معتقد است" آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت " و همگان را از آن پرهیز میدهد.
هُجویری در کشفالمحجوب نوشته است :"پس اگر این لباس از برای آن است که خداوند تو را بشناسد که تو خاص اویی، او بی لباس بشناسد و اگر از بهر آن است که به خلق نمایی که من از آن اویم، اگر هستی ریا و اگر نیستی نفاق. "[4]
حافظ ، ریا را آتش زنه خرمنِ دین میداند وراه نجات از ریا وتزویر را بیرون آوردن خرقه ریایی از تن میداند.
آتشِ زهد و ریا خرمنِ دین خواهد سوخت
حافظ این خرقه پشمینه بینداز و برو[5]
غزالی نیز در کیمیای سعادت، ریا در عبادت را نه پرستیدن خالق بلکه پرستیدن مخلوق میداند: "بدان که ریا کردن به طاعتهای حق تعالی از کبایر است و به شرک نزدیک است و هیچ بیماری بر دل پارسایان غالبتر از این نیست که چون عبادتی کنند خواهند که مردمان از آن خبر یابند و بر جمله ایشان را پارسا اعتقاد کنند و چون مقصود از عبادت اعتقاد مردمان بود خود عبادت نبود که پرستیدن خلق بود"[6]
غزالی که حرکت برخی از انواع ریا را در وجود انسان به " دَبِیب النَّمل " یعنی حرکت بیصدا وآرام مورچه تشبیه میکند [7] معتقد است انسان همانگونه که معاصی وکارهای زشت را پنهانی و به دور از چشم دیگران انجام میدهد، عبادت وکارهای خیر را نیز اگر به دور از چشم دیگران وبرای رضای خدا انجام دهد، ریا درمان میشود." و اما علاج عملی آن بود که خیرات وطاعات خویش چنان پنهان دارد که کسی فواحش و معاصی پنهان دارد"[8]
حافظ ریا را دامی میداند که رهایی از آن بسیار دشوار است و همنشینی روح و ریا را همنشینی با ناجنس میداند.
چاک خواهم زدن این دلقِ ریایی، چه کنم؟
روح را صحبتِ ناجنس، عذابیست اَلیم[9]
رهایی از این دام که از نظر حافظ، شیطان برای به بند کشیدن انسان گسترده است را تنها به مدد الهی میسر میداند.
دام سخت است مگر یار شود لطفِ خدا
ور نه آدم نَبَرد صرفه ز شیطانِ رجیم [10]
در ریا تناقضی بین نیت و عمل اتفاق میافتد که اصل عمل را بیارزش میکند. از همین رو حافظ معتقد است که کار بی روی و ریا همت میطلبد.
غلامِ همتِ آن نازنینم
که کار خیر بی روی و ریا کرد [11]
گناه آشکار که موجبِ خفت گناهکار است از نظر حافظ بر عبادت و کار خیرِ ریایی ترجیح دارد:
مِی خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
چون نیک بنگری همه تزویر میکنند [12]
جدال ونزاع دائمی حافظ با ریاکاران در هرجای دیوان به هرشکل و مکرر بازگو شده است. از میان عالمان و عارفان معاصر نیز مرحوم آیتالله بهاءالدینی همواره و پرتکرارترین نصیحتش این بود که بازیگری نکنیم. ریا، تزویر و بازیگری، انسان را نه تنها از توجه به خالق به توجه غیر میکشاند بلکه خودِ او را نیز به وادی فراموشی میکشاند.
مولانا نیز ریا را بسان نورِ لحظهایِ صاعقه میداند که نمیتوان در سایه نورِ آن رهرو بود. ریا برای جهان و اهل جهان را که هردو بیوفا هستند، بیحاصلی میداند.
زِرق چون برقست و اندر نور آن
راه نتوانند دیدن رهروان
این جهان و اهل او بیحاصلاند
هر دو اندر بیوفایی یکدلاند[13]
از نظر حافظ تنها راهِ درمان ریا، عشق به حضرت حق است چه آنکه در سایه عشق، تمام تمرکز انسان معطوف به معشوق می شود واز عشقِ به غیر که موجب ریا است دوری بر میگزیند. دیدنِ غیر است که ریا را آسانسازی میکند:
نشانِ اهل خدا عاشقیست، با خود دار
که در مشایخِ شهر این نشان نمیبینم [14]
[1] نساء 38، 142، ماعون 6، بقره 265 و انفال 47
[2] در بسیاری از ابیات دیوان حافظ نیز واژگانی همچون زرق،نفاق،سالوس نیز به معنی ریا به کار رفته است
[3] وَ مِنْهُمْ مَنْ یَطْلُبُ الدُّنْیَا بِعَمَلِ الْآخِرَةِ وَ لَا یَطْلُبُ الْآخِرَةَ بِعَمَلِ الدُّنْیَا قَدْ طَامَنَ مِنْ شَخْصِهِ وَ قَارَبَ مِنْ خَطْوِهِ وَ شَمَّرَ مِنْ ثَوْبِهِ وَ زَخْرَفَ مِنْ نَفْسِهِ لِلْأَمَانَةِ وَ اتَّخَذَ سِتْرَ اللَّهِ ذَرِیعَةً إِلَی الْمَعْصِیَةِ.
[4] هُجویری غَزنَوی؛علی بن عثمان بن علی جلابی؛ کشف المحجوب؛ به کوشش محمد حسین تسبیحی؛ انتشارات مرکز تحقیقات فارسی ایران وپاکستان؛1374؛اسلام آباد؛ باب مرقعه داشتن؛ ص58
[5] حافظ ؛ غزلیات؛ غزل 407
[6] غزالی طوسی؛ ابوحامد امام محمد؛کیمیای سعادت؛به کوشش خدیو جم؛تهران؛1380؛انتشارات علمی وفرهنگی؛چاپ نهم؛جلد دوم؛ص 207
[7] همان؛ ص222 برگرفته از حدیث پیامبر اکرم(ص) نَّ الشِّرکَ أخفی مِن دَبِیبِ النَّملِ علی صَفاةٍ سَوداءَ فی لَیلَةٍ ظَلماءَ همانا شرک نا محسوستر از راه رفتن مورچه در یک شب تاریک بر روی تخته سنگی سیاه است
[8] همان؛صص229-230
[9] حافظ ؛ غزلیات؛ غزل 367
[10] همان
[11] همان ؛ غزل 130
[12] همان؛غزل 200
[13] مولانا؛ مثنوی؛ دفتر چهارم؛بخش 62
[14] حافظ؛ غزلیات؛غزل 358
5959
کد مطلب 2287122
-
برگزاری نشست «هنر در خدمت سلامت روان جامعه»
-
مامانِ دیگر با فروش ۲۸ میلیون دلاری صدرنشین گیشه شد؛ «حسابکشی اجتماعی» آرام آغاز کرد
-
سلبریتیها مانع دیده شدن برخی آثار!
-
آرش امینی دوباره دبیر جشنواره موسیقی شد
-
اکران ویژه چهار فیلم کوتاه از یک فیلمساز
-
رونمایی از تصویر مینا ساداتی در «مادرزاد»
-
اکران ویژه چهار فیلم کوتاه از یک فیلمساز